پاکت چیپس،استون،تندیس مهر پارسال،دکمه ی جلیقه ی روناک،آبرنگ تری کا،پماد ویتامین آ، بشقاب چینی گل سرخی،ماسکارا،ضبط صوت سال هفتاد و هشت،رول خالی،مداد آبی،
مادر

¤ مربع.. اولین باری که ژ بوسیده شد به خونه برگشت، روی تخت سفری پتو رو رو سرش کشید ، و تا چاهار روز به رکوییم گوش داد این رویداد مربع نبود ولی از اونجا که در هر رویدادی دنبال مربع می گشت چاهار روز خوابید و فکر کرد. این مربوط به زمستانی در گذشته هاست. بعد بلیطی گرفت و بدون اینکه با کسی صحبت کنه به خونه ی والدینش بر گشت. ازش پرسیدن آیا تو سه روز فرصتی که تا شروع امتحاناش مونده بود این سفر از منتهی علیه شمال شرقی به منتها علیه جنوب غربی براش سخت و شتابزده نیست؟و جواب داد که کاملا سفر خوب و به موقعیه.بنا بر این بهش هدیه ی تولد دادن و مادرش براش کیک پخت و فردای اون شب با قطار به "ا" بر گشت.
¤ تو مجموعه های عکاسی حرفه ای،سری کتاب های هارمونی و ژورنال های هنری طراحی پارچه و لباس عکس هایی از پرتره و پیکره های انسانی هست که بیش از میل طراحان انسان رو به مثابه اثر هنری به نمایش میذاره. آدم ها در این عکس ها کاملا شئ اند. و به گونه ای با شکوه در لحظه ی ثبت عکس به مجسمه هایی قیمتی تبدیل شده اند . برای گرفتن این عکس ها عکاس یا طراحی که دست به عکاسی زده برای نمایاندن بافت پارچه ، نمایش فرم های پیکره یا چهره ، زمینه دادن به یک تکه جواهر مدل رو به هزار زاویه می چرخونه با صفحات جهت نور رو منحرف می کنه و در نهایت مثل همه ی ما لحظه ای از زندگی رو متوقف می کنه و نهایتا می خواد که فقط اون لحظه به رسمیت شناخته بشه. این لحظه ی زیبا،تمیز و خوشایند.
بله خیلی زیباست
نور که با زاویه ی خاص می تابه
آب دریاچه
شهر
معادلات
عجب کثافتی
حوصله ی این زندگی زیبا رو ندارم
