تبليغاتX
آواز بلند _ آیت الله منتظری در گذشت
گذشت از سالها در حصر
اگه بتونم حسٌیو که با دیدن چهره ی احمدی نژاد در نشست ژنو _ در حالیکه که از طرف عده ی زیادی از نمایندگان کشور ها تحقیر می شد_ بهم دست داد  با یه کلمه بیان کنم اون کلمه اینه : "بغض"

برای اولین بار دلم برای احمدی نژاد سوخت.

آخه مگه این مرد دو تا مشاور صدیق نداره

چه تحقیر آمیز بود که متکی و باقی تیم ایران دست میزدن فقط و تلویزیون ایران هم که دست پیشو میگرفت تا پس نیفته دوربینو با افتخار زوم می کرد روشون

درسته که با چنین تیم بله قربان گو که تجسم بارز درباریان داستان پادشاه برهنه اند که در تمجید لباس مجلل شاه در واقع عریان از هم پیشی می گرفتند، احمدی نژاد در ادامه ی سخنانش تند تر هم شد،  ولی لبخند لرزانش نشون می داد چقدر تحت فشاره و طبیعتا هاله ی نوری هم حس نمی کنه

عمیقا حس تحقیر و خشم دارم

اگر آزاده نیستید لا اقل سیاستمدار باشید...جلوی این جهان گرگ چی به سر آبروی ایران آوردیم..



+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 19:29  توسط   | 

دستات بی حسه؟ سینه ت گرفته؟ مٌردی؟

اشکالی نداره. باید پخته بشی، بزرگ بشی . تف تو گور آدمی که با خودش رودر واسی داشته باشه

نمی دونستی چه کنی؟ اینم مشکل خودته. اصلا ایرادت همینه. این همه آدم سالم و شاد . هر روز هزار تصمیم میگیرن و برمیگردن ازش بی درد سر. تو چرا یکیشون نشدی؟ بٍکٍش.

دنیا خوب پیش میره. تو خوب پیش نمیری

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:9  توسط   | 

 ای کاش به خداوند ایمان داشتم و مومنانه زانو می زدم و دعا می کردم

ما که اینقدر مستدل و مٌدرٍک ثابت کردیم نمی تونیم از رنج دنیا بکاهیم کاش خودمون آروم میگرفتیم

ای کاش که جای آرمیدن بودی.یا این ره دوووووووووووووووووووووووووووووووووووور را ....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:0  توسط   | 

از خواب بد پریدم


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 4:21  توسط   | 


با همه ی اشکالات

دوستانی دور

پراکنده در جهان و روزگاران

نزدیک  یا فرسنگها دور

نزدیک یا سالها نادیده

زندگی کمتر بیگانه است تا می دانم که هستند. چنین هستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 13:26  توسط   |