تبليغاتX
آواز بلند
سکوت علامت کودتاست

خدا "زبیگنیف پریزنر" رو قرین رحمت خویش بداره. موسیقی "زندگی دوگانه ی ورونیک" تو گوشمه. فیلمی که سالیان پیش می خواستم. سه سال پیش بدست آوردم، و تا امشب ندیده بودم.

اولین بوسه با "رکوییم برای دوستم" پریزنر آمیخته بود.شگرف ترین-اولین تجربه ی کشف جهان،بیرون از من هم.

وقتی بچه بودم،_دوازده ساله در آغاز بلوغ جسمانی _ 'ایلیاد' بر می انگیختم که به آسمان فراز آپارتمان اجاره ای در سی متری سوم احمدآباد نگاه کنم و از میهمانی خدایان در اولمپ چند گام فاصله داشته باشم. ابر های صورتی ارغوانی مسی ، فراخنای عمیق کشف ناشده ، اقیانوس معلق. فکر میکنم موسیقی پریزنر همون شکوه تکان دهنده ی 'هومر'و زنده میکنه. با این فرق که هومر الان منو [مسحور] نمی کنه ، ولی پریزنر هر بار همون قدر طوفانیه و همون قدر مثل 'موشگیر شهر هاملین ٍ' گزیر ناپذیر نگاهمو با خودش می بره.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:1  توسط   | 

خستگی بسیااااار

"به من بگو چرا؟"

این اسم مجموعه کتابهایی بود که تو بچه گی میخوندم و عشق می کردم


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:5  توسط   | 


گفتم آهن دلی کنم چندی          ندهم دل به هیچ دلبندی

سعدیا دور نیک نامی رفت            نوبت عاشقی ست یک چندی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 ای شاعران کهن، خفته بر سنجاب شاهی ..



+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:44  توسط   | 

مهتای مکتبی

ای مهتای اهل آرمانهای قدیمی

نمیشه که آدم به بی حالی هیپی های نشئه باشه و به سختگیری انقلابیون ٍ هنوز گرم.

میشه؟

میشه تو یه جوری زندگی کنی که قبول نداری ولی بخوای مردم جوری زندگی کنن که قبول داری؟

ای مهتای مکتبی ، بیزار از مرز ها و بانی مرز ها.

مثل ذره ای غبار ، بی هوده و تاثیر ناگذار..

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 3:3  توسط   |